اعلام آمادگی رهبران و فعالان جبهه ملی برای نشست شورای هماهنگی نیروهای ملی

اعلام آمادگی رهبران و فعالان جبهه ملی برای نشست شورای هماهنگی نیروهای ملی

اعلام آمادگی جمعی از رهبران و فعالان جریان ملی برای حضور در نشست مقدماتی شورای هماهنگی نیروهای ملی

پس از اعلام خبر اولیه نشست مقدماتی شورای هماهنگی نیروهای ملی، خوشبختانه جمعی از چهره‌ها و فعالان مؤثر جریان ملی، دموکرات، سکولار و باورمند به مرام مصدقی، آمادگی خود را برای حضور و مشارکت در این گفت‌وگوی ضروری اعلام کرده‌اند.

هدف این نشست، ایجاد بستری برای همفکری، هماهنگی و رسیدن به حداقل‌های مشترک میان نیروهای ملی است؛ نه حذف استقلال گروه‌ها و افراد، نه ادغام اجباری تشکیلات‌ها، و نه تعیین مرجعیت انحصاری برای هیچ فرد یا جریانی.

در شرایطی که ایران با بحران‌های عمیق سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و امنیتی روبه‌روست، و در حالی که خطر بازتولید انحصارطلبی و فردمحوری در آینده کشور جدی است، بازگشت مؤثر نیروهای ملی به صحنه سیاسی ضرورتی تاریخی است.

از تمامی باورمندانی که خود را متعهد به دموکراسی، سکولاریسم، ملی‌گرایی، حاکمیت ملی و مرام مصدقی می‌دانند دعوت می‌شود برای حضور در این نشست اعلام آمادگی کنند.

رهبرانی که تاکنون آمادگی خود را برای حضور در نشست اعلام کرده‌اند:

آرش سلطانی؛ سازمان جوانان جبهه ملی ایران

اکبر کریمیان؛ مصدقیون انگلستان

بیژن مهر؛ جبهه ملی ایران آمریکا

جمال درودی؛ جبهه ملی ایران

سامان ششم

خلیل خلیلی‌پور؛ حزب ملت ایران

سیاوش سلطانی؛ جبهه ملی ایران-اینترنشنال

محمد منظرپور؛ جبهه فراگیر ملی

مهدی ذوالفقاری؛ جبهه ملی ایران برون‌مرز

📅 تاریخ برگزاری: ۱۸ تیر ۱۴۰۵

💻 برگزاری: از طریق زوم

🔗 لینک نشست پس از هماهنگی و اعلام آمادگی، به‌صورت جداگانه ارسال خواهد شد.

برای هماهنگی حضور، لطفاً پیام خصوصی ارسال فرمایید.

سیاوش سلطانی افشار
دبیرکل شاخه اینترنشنال جبهه ملی ایران

متن دعوت‌نامه:

دعوت‌نامه برای نشست شورای هماهنگی نیروهای ملی

با درود و احترام

ایران امروز در یکی از حساس‌ترین، خطرناک‌ترین و سرنوشت‌سازترین مقاطع تاریخی خود قرار گرفته است.

جمهوری اسلامی با سیاست‌های فاجعه‌بار و ماجراجویانه، برنامه غیرمنطقی و پرهزینه هسته‌ای، حمایت مستمر از گروه‌های شبه‌نظامی اسلامی در منطقه، پیگیری سیاست دشمنی و تخاصم با بسیاری از کشورها و کشاندن ایران به انزوای بین‌المللی، کشور را در معرض بحران‌های بزرگ داخلی و خارجی قرار داده است.

این سیاست‌ها، متأسفانه، به برخی دولت‌ها و قدرت‌های خارجی نیز بهانه داده است تا در چارچوب منافع و سیاست‌های خود، و با نگاهی که همواره خواهان ایرانی ضعیف، فرمان‌بردار و دور از جایگاه یک قدرت مستقل منطقه‌ای بوده است، به خاک ایران حمله کنند.

این حملات، به‌ویژه در جنگ اخیر، خسارات گسترده جانی، مالی، اقتصادی، اجتماعی و زیرساختی بر مردم و کشور وارد کرده است.

ما همان‌گونه که حملات جمهوری اسلامی به مناطق غیرنظامی در کشورهای حوزه خلیج فارس را مردود و غیرقابل‌قبول می‌دانیم، حمله به مناطق غیرنظامی در ایران، از جمله فاجعه مدرسه دخترانه میناب و هرگونه هدف قرار دادن شهروندان و تأسیسات غیرنظامی را نیز محکوم می‌کنیم؛ اقداماتی که در صورت اثبات، می‌تواند مصداق نقض آشکار حقوق بین‌الملل و جنایت جنگی باشد.

از سوی دیگر، وضعیت حقوق بشر و سرکوب سیاسی در داخل کشور از آغاز استقرار جمهوری اسلامی تاکنون همواره یکی از بنیادی‌ترین بحران‌های ایران بوده است.

جمهوری اسلامی از نخستین سال‌های حیات خود با حذف آزادی‌های سیاسی، سرکوب احزاب و نیروهای مستقل، بستن فضای عمومی و امنیتی‌کردن جامعه، مسیر استبداد و خشونت را در پیش گرفت؛ مسیری که نمودهای آشکار آن را می‌توان در کشتارها و سرکوب‌های سال ۱۳۶۰، قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷، قتل‌های زنجیره‌ای دهه هفتاد، سرکوب اعتراضات دانشجویی سال ۱۳۷۸، سرکوب جنبش سبز در سال ۱۳۸۸، سرکوب اعتراضات اقتصادی سال‌های ۱۳۹۶ و ۱۳۹۸، سرکوب جنبش مهسا، و نیز اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ مشاهده کرد؛ رخدادهایی که در مجموع هزاران کشته، زخمی، زندانی، تبعیدی و خانواده داغدار بر جای گذاشته‌اند.

امروز نیز ماشین سرکوب جمهوری اسلامی متوقف نشده و هر روز شاهد صدور یا اجرای احکام اعدام علیه زندانیان سیاسی، معترضان و شهروندانی هستیم که بسیاری از آنان تنها به دلیل اعتراض، آزادی‌خواهی یا مخالفت با وضعیت موجود قربانی دستگاه امنیتی و قضایی رژیم شده‌اند.

هم‌زمان، مردم ایران زیر فشار فقر، تورم، بیکاری، سقوط ارزش پول ملی، نابودی امید اجتماعی و فروپاشی تدریجی اقتصاد کشور قرار گرفته‌اند.

بخش مهمی از این وضعیت، نتیجه تحریم‌های بین‌المللی‌ای است که خود محصول سیاست‌های بحران‌آفرین، ماجراجویانه و غیرمسئولانه جمهوری اسلامی بوده است؛ سیاست‌هایی که کشور را از مسیر توسعه، ثبات و تعامل سازنده با جهان دور کرده و زندگی مردم را قربانی بقای حکومت ساخته است.

در کنار تحریم‌ها، سوءمدیریت اقتصادی، فساد ساختاری، رانت‌خواری، فسادهای عظیم و چندلایه، ناکارآمدی نهادهای حکومتی و غارت منابع ملی نیز اقتصاد ایران را به مرحله‌ای بحرانی رسانده است.

امروز جامعه ایران نه‌تنها با بحران حکومت، بلکه با بحران معیشت، بحران اعتماد، بحران امید و خطر فروپاشی اجتماعی روبه‌روست؛ و جمهوری اسلامی هر روز بیش از گذشته کشور را به سوی ویرانی، انزوا، خشونت و بی‌آیندگی سوق می‌دهد.

در چنین شرایطی، متأسفانه اپوزیسیون ایران همچنان پراکنده، چندپاره و فاقد هماهنگی مؤثر است.

در حالی که ده‌ها گروه، جریان، شاخه و شخصیت سیاسی در میان مخالفان جمهوری اسلامی حضور دارند، تنها جریانی که در سال‌های اخیر با امکانات گسترده رسانه‌ای و تبلیغاتی توانسته خود را به‌عنوان نیرویی سازمان‌یافته و پرقدرت نشان دهد، جریان سلطنت‌طلب است.

این جریان نیز، متأسفانه، بیش از آنکه بر مبنای یک روند دموکراتیک، جمعی و نهادمند حرکت کند، عمدتاً حول محور شخص رضا پهلوی شکل گرفته و در بسیاری موارد به سمت فردمحوری، نفی دیگر نیروهای سیاسی و بازتولید منطق و نمادهای استبداد پیشین حرکت کرده است.

بازگشت نمادهای امنیتی و اقتدارگرایانه گذشته، بازتولید تصویر ساواک و چهره‌های امنیتی پیشین، طرح شعارهای حذفی علیه مخالفان، حمله به دیگر جریان‌های سیاسی، موضع‌گیری علنی علیه نیروهای دموکرات و تلاش برای معرفی یک فرد یا یک خاندان به‌عنوان تنها آلترناتیو آینده ایران، زنگ خطری جدی برای نیروهای ملی، دموکرات و آزادی‌خواه کشور است.

ایران آینده نباید در انحصار هیچ فرد، خاندان، گروه، ایدئولوژی یا جریان خاصی قرار گیرد.

تجربه تاریخی ما نشان داده است که هر نوع انحصارطلبی، حتی اگر با شعار آزادی آغاز شود، می‌تواند به بازتولید استبداد منجر شود.

در این میان، غیبت و کم‌رنگ بودن جبهه ملی ایران و نیروهای وابسته به سنت ملی، مصدقی، دموکرات و آزادی‌خواه، بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود.

جبهه ملی با وجود سابقه تاریخی، اعتبار سیاسی و پیوند عمیق با مفاهیمی چون حاکمیت ملی، استقلال، آزادی، قانون‌گرایی، دموکراسی و حقوق شهروندی، امروز به دلیل پراکندگی شاخه‌ها، اختلافات تاریخی، نبود هماهنگی و فقدان یک صدای مشترک، کمتر از ظرفیت واقعی خود در تحولات ایران دیده می‌شود.

ما بر این باوریم که اکنون زمان آن رسیده است که شاخه‌ها، گروه‌ها، چهره‌ها و نیروهای مؤثر وابسته به جبهه ملی و جریان ملی، فارغ از اختلافات گذشته، دست‌کم برای گفت‌وگو و هماهنگی حداقلی کنار یکدیگر قرار گیرند.

هدف از این تلاش، ادغام اجباری تشکیلات‌ها، حذف استقلال شاخه‌ها، تعیین مرجعیت نهایی برای هیچ فرد یا گروهی، یا ورود به مناقشات قدیمی نیست.

هدف، ایجاد بستری برای گفت‌وگو، همفکری، کاهش سوءتفاهم‌ها، هماهنگی سیاسی، تدوین حداقل‌های مشترک و بازگرداندن صدای جریان ملی به صحنه سیاسی و رسانه‌ای ایران است.

در همین راستا، نشستی مقدماتی و غیرعلنی با حضور نمایندگان شاخه‌ها، چهره‌ها و نیروهای مؤثر وابسته به جبهه ملی و جریان ملی برگزار خواهد شد تا درباره امکان شکل‌گیری یک شورای هماهنگی نیروهای ملی گفت‌وگو شود.

این شورا قرار نیست جایگزین هیچ شاخه یا گروهی شود؛ بلکه می‌تواند بستری مشترک برای تبادل نظر، تصمیم‌سازی، صدور مواضع مشترک، هماهنگی رسانه‌ای و دفاع از اصول ملی و دموکراتیک در برابر آینده‌ای پرخطر باشد.

این نشست در روز ۱۸ تیر ۱۴۰۵، هم‌زمان با سالروز خیزش دانشجویی ۱۳۷۸، از طریق زوم برگزار خواهد شد.

انتخاب این روز می‌تواند یادآور این حقیقت باشد که آینده ایران نه با انحصار، نه با خشونت، نه با بازتولید استبداد، بلکه با مشارکت نیروهای ملی، مدنی، دموکرات و آزادی‌خواه ساخته خواهد شد.

از تمامی باورمندانی که خود را زنده‌دار مرام مصدقی و متعهد به دموکراسی، ملی‌گرایی، سکولاریسم، حاکمیت ملی و آینده‌ای آزاد برای ایران می‌دانند، دعوت می‌شود در این نشست حضور یابند و با دیدگاه‌ها، تجربه و دغدغه‌های خود به شکل‌گیری این گفت‌وگوی ملی و ضروری یاری رسانند.

باور ما این است که اگر نیروهای ملی امروز برای احیای نقش تاریخی خود پیش‌قدم نشوند، دیگران آینده ایران را بدون حضور مؤثر ما تعریف خواهند کرد.

برای هماهنگی جهت حضور در نشست، لطفاً از طریق پیام خصوصی یا ایمیل اعلام آمادگی فرمایید.

لینک حضور در نشست، پس از اعلام آمادگی، به صورت جداگانه ارسال خواهد شد.

با سپاس فراوان

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا